همه دردسرها مال یک روز و یک شب یک سال بود . یک سال وحشتناک،سیاه،با قبرستون های شلوغ ، اما خلوت ... خلوت از اون جهت که حتی یه مگس هم زحمت رد شدن از اونجا رو به خودش نمی داد.من اونجا رو پاتق خودم کرده بودم،یه جای دنج و مطمئن.واسه رفتن به اونجا باید از جنگل خیلی کوچیک و خلوتی رد می شدم. اون جنگل منو یاد بدبختی هایی که نداشتم می نداخت.اونجا یه کلبه کوچیک،درست کنار یه رود آب بود که صدای موسیقی جامائیکایی ازش به گوش می رسید.آدم رو درست می برد تو حال و هوای دهه 60  ، اونجایی که تقریبا همه ی عمرمو غبطه خوردم که اون زمان نبودم. کلبه پر بود از خرت و پرت های قدیمی ، عکس کسایی که می خواستن باشن ، اما الان تو همون قبرستون لعنتی دراز به دراز افتادن. عکسهای قدیمی و بی ارزش که هر کدومش می تونست بینندشو به حال وهوایی قدیمی،قدیمی تر از یک خاطره، ببره ، جایی که هنوز رد پای مرده ها اونجا پیدا بود ، اما فکر این مادر مرده ها  میتونست اونا رو بی ارزش کنه ، حتی بی ارزش تر از روزی که به زور کشیدنت بیرون . ای کاش می تونستم همیشه به وارونگی اون شب کذایی باشم.دیدن شهرو آدم ها اون هم به حالت وارونه حس خاصی داره، خیلی خاص. گرچه ... می دونم دیدن اونها به هر حالتی، می تونه از هر چیزیشون کم کنه به جز روحشون ....

بگذریم ، اونجا البته تنها چند تا تیکه عکس و موسیقی ای که هر نتش آواز رها شدن رو داره نبود. پیرمردی نه چندان پیر،زندگی کثیفی رو که میتونم اونو به شکل یه باطلاق پر پهن فرض کنم، می گذروند.همیشه فکرش مثل تیشه ای افکارم رو در هم می ریخت و بعد زخمی و خونین ولشون می کرد . سخت بود ، سخت چون گذاشتن شاخه ای گل روی ساقه ی ظریفش.

/ 2 نظر / 9 بازدید
Overdose

مطلبا فوق العاده ان و حرفی واسه گفتن و کامنت دادن نمونده فقط همین چنتا لینک هست فک کنم خیلی بدردتون بخوره http://lakposhtha.blogspot.com/ http://apb.blogfa.com/ http://lakposht.nikblog.com/ http://forum.niksalehi.com/showthread.php?t=25482 سلام مارو به مجیدا برسون[نیشخند]

Overdose

اول از همه سال نو رو بهتون تبریک میگم و میبینم که مطلب جدید نزاشتین دوم اینکه دعوت نامه این یارو رو جدی نگیرین آدرس وبلاگ خیلی هم خوبه این میخواد تبلیغ کنه سوم اینکه این بنده خدا ژبار بارانی یکم قاطی داشتن چون آدرس بلاگشو نداده و شمارو به بلاگش دعوت کرده و قلمش به قلم شما نزدیکه مواظب باشین قلماتون بهم نخوره امسال هم مثل سالای قبل "روزا با هم دیگه فرقی ندارن ..بوی کهنگی میدن تمومشون" دوباره روز از نو و روزی هم از نو خواب-بیدار-غذا-خواب